گزارشی از مهمترین نکات مربوط به «نعش آزادی».
الا ای رهگذر منگر چنین بیگانه بر گورم چه میخواهی چه میجویی در این کاشانه عورم چسان گویم چسان گویم حدیث قلب رنجورم از خوابیدن ، در زیر سنگ و خاک و خون خوردن نمی دانی ، چه میدانی آخر چیست منظورم تن من لاشه فقر است و من زندازنی زورم . کجا می خواستم مردن حقیقت کرد منظوم چه شبها تا سحر عریان ، به سوز فقر لرزیدم چه ساعت ها که سرگردان به سازمرگ رقصیدم فتادم در شب ظلمت بقعر خاک پوسیدم زبس که با لب محنت زمین فقر بوسیدم همان دهری که با پستی به دندان کوفت دندانم بهذ
برچسب:
نویسنده: یگانه اسدیپور